خانه / دسته‌بندی نشده / جریان شناسی سیاسی ایران در گفت و گو با علیرضا علوی تبار

جریان شناسی سیاسی ایران در گفت و گو با علیرضا علوی تبار



۵۷ ساله و اهل شیراز است. نامش در دهه ۷۰ با جریان روشنفکری دینی بر سر زبان ها افتاد. با روی کار آمدن دولت اصلاحات سردبیری روزنامه’ صبح امروز’ را بر عهده گرفت.
کتابهایی چون روشنفکری، دینداری و مردم سالاری، الگوهای اداره امور شهرها، الگوی تببین خط مشی گذاری در ایران پس از انقلاب از جمله کتب وی است.
ایشان کارشناسی ارشد برنامه ریزی توسعه و دکترای اداره امور عمومی با گرایش خط مشی گذاری را از دانشگاههای ایران اخذ کرده است.
بخش نخست گفت و گو با علیرضا علوی تبار به تبارشناسی سه جریان سیاسی اصلاح طلب، اصولگرا و اعتدال گرا سپری شد.
وی که همچنان از گفتمان اصلاح طلبی دفاع می کند، معتقد به شکاف رو به گسترش در جریان اصولگرایی است. علوی تبار جریان های مذکور را در سه سطح دیدگاه ها، روش و الگوی رفتاری مورد تبیین قرار می دهد:

ایرنا: این گفت و گو بنا دارد از چارچوب منازعات سیاسی روزمره فراتر رفته و مسایل را از بعدی کلان تر مورد مداقه قرار دهد. قرار است سه جریان فکری- سیاسی اصلاح طلب، اصولگرا و اعتدال گرا کالبد شکافی و افتراقات آن با یکدیگر از دیدگاه جنابعالی تبیین شود و سپس به آینده سیاسی هر جریان پرداخته شود. برای شروع بفرمایید از نظر آقای علوی تبار شاخصه های اصلاح طلبی کدام است؟

علوی تبار: به نظر می رسد با در نظر گرفتن برخی ویژگی ها می توان اصلاح طلبی را از سایر گرایش های فکری و سیاسی موجود متمایز ساخت. این ویژگی ها را می توان ذیل سه عنوان کلی دسته بندی کرد:
۱٫ دیدگاهها و مواضع۲٫ روش ۳٫ الگوی رفتاری.
از نظر دیدگاه و موضع فکری و سیاسی اصلاح طلبی چند ویژگی متمایز کننده دارد:
الف- وضع موجود را در زمینه های مختلف وضع مطلوب نمی داند و از تغییر در آنها دفاع می کند.
اصلاح طلب نه تنها از وضع موجود راضی نیست، بلکه معتقد است ادامه روند کنونی نیز به حل مسائل منجر نمی شود و نیاز به دخالت آگاهانه در روند امور برای اصلاح آنها وجود دارد.
ب- اصلاح طلب به دنبال افزایش میزان مردم سالاری در تصمیم گیری های عمومی است. میزان مردم سالاری در تصمیم گیری های عمومی صفر یا یک نیست، بلکه یک پیوستار است. یعنی می توان نظام های تصمیم گیری سیاسی را از نظر میزان برخورداری از مردم سالاری روی یک پیوستار مرتب کرد؛ از کمترین تا بیشترین. البته این پیوستار پایان ندارد. اصلاح طلب ها علیرغم تفاوت ها همگی در ضرورت مردم سالاری بیشتر اتفاق نظر دارند.
پ- اصلاح طلب ایرانی اغلب به حضور دین در عرصه های عمومی باور دارد، اما با تبعیض بر اساس دین و مذهب بین شهروندان مخالفند. اغلب از تفسیر و فهمی در دین دفاع می کنند که با توجه به مقتضیات زمان( اجتهاد با توجه به زمان و مکان) صورت گرفته است. از این رو کم و بیش با نواندیشی دینی همسو هستند. به علاوه اغلب تاکید می کنند که اجرای حکم شریعت با تکیه بر قهر و در صورت مخالفت اکثریت جامعه با آن می تواند به تضعیف گرایش دینی و ایمان آزادانه در جامعه منجر شود.
ت- اصلاح طلبان اگرچه به اصالت انقلاب اسلامی ایران باور دارند و کم و بیش نتایج حاصل از آن( نظام جمهوری اسلامی، قانون اساسی، نهادهای قانون اساسی و …) را متناسب با سطح تکامل اجتماعی در مقطع پس از انقلاب می دانند، اما این دست آوردها را فوق چون و چرا نمی دانند. آنها نقد دستاوردهای انقلاب با توجه به ارزش هایی متعالی انقلاب را هم حق مردم و هم وظیفه آنها می دانند.
ث- اصلاح طلبان ایرانی اگر چه به وجود تلاش برای سلطه و توطئه در سطح جهانی باور دارند، اما ریشه مشکلات ایران را در درون جست و جو می کنند و گمان می کنند که انداختن مشکلات بر دوش سلطه گران جهانی و توطئه های آنها، ما را از ضعف ها و تنگناهای درونی غافل می کند. به همین دلیل ضمن تلاش برای تنش زدایی با جهان خارج باور دارند که باید با نگاه به درون دردها و درمانها را جست و جو و از این طریق تهدیدهای خارجی را هم به فرصت تبدیل کرد.
ج- اصلاح طلبان اغلب باور دارند که باید هم در حل مشکلات خویش، هم در شناسایی و ریشه یابی مشکلات و در ارائه راه حل برای آنها، دانش و تجربه جهانی را جدی تلقی کرد و مبنا قرار داد. نباید خود را بی نیاز از تجربه جهانی و به ویژه دستاوردهای مثبت تجدد در جهان دانست. نباید گمان کرد که می توان از صفر شروع کرد و همه چیز را ابداع و از نو اختراع نمود.
البته باز هم می توان به این فهرست افزود. اما سعی من تاکید بر موارد توافق عمومی پیوستار اصلاح طلبی است.

ایرنا: و خصوصیات بارز اصلاح طلبان از نظر روش چیست؟

علوی تبار: می توان ویژگی های این روش را در یک بند به مجموعه قبل افزود.
به عبارتی مورد چ: از نظر روش، روش اصلاح طلبانه اصطلاحا در برابر روش انقلابی قرار می گیرد. می توان ویژگی های این روش را در یک بند به مجموعه قبلی هم افزود.
اصلاح طلبی یعنی استفاده از روش گام به گام و پرهیز از ایجاد دگرگونی های انفجاری و ناگهانی، استفاده از روشی که در آن همه مشکلات به عرصه سیاست تقلیل و ارجاع داده نشود( پرهیز از تقلیل گرایی سیاسی)، بهره گیری از مدیریت و رهبری جمعی برای تصمیم گیری و پیشبرد طرح های تغییر. فعال کردن نهادهای مدنی( انجمن های داوطلبانه غیرحکومتی) برای پیشبرد برنامه ها و پرهیز از ایجاد جنبش های توده وار و از همه مهمتر پرهیز از خشونت و برخورد قهرآمیز. از نظر الگوی رفتاری نیز می توان یک ویژگی دیگر افزود.
به عبارتی مورد ح- اصلاح طلبان هیچگاه نباید از ‘ خشونت به عنوان ابزار تغییر’ بهره گیرند. پرهیز از خشونت و بهره گیری از شیوه های مسالمت آمیز که طیف بسیار وسیعی را در برمی گیرند و به خصوص تاکید بر گفت و گو و تلاش برای توافق های اساسی برای پیشبرد گذار به مردمسالاری و خروج از بحران های ملی از ویژگی های رفتاری اصلاح طلبان و هویت بخش آنهاست. البته برخی از روش هایی که مخالفان اصلاحات آنها را غیرمسالمت جویانه می دانند در واقع و در عرف بین المللی مسالمت جویانه هستند و نباید تعریف محدود و بسیار کم وسعت آنها را پذیرفت. مثلا تحصن، اعتصاب و روزه سیاسی نباید خشونت آمیز تلقی شود.
به گمان من این عناصر حداقل ویژگی های متمایز کننده اصلاح طلبی اند.

ایرنا: به سراغ شاخصه های اصولگرایی برویم. به نظر می رسد شکاف های داخلی این جریان روز به روز نمود بیشتری پیدا می کند. مختصات جریانات داخلی اصولگرایان را چه می دانید؟
علوی تبار: در درون جریان اصولگرا دو گرایش کاملا متفاوت وجود دارد که هر روز هم بیشتر از یکدیگر فاصله می گیرند. از این رو بسیار دشوار است که آنها را ذیل یک عنوان معرفی کرد. اما می توان برای هر کدام مشخصاتی برشمرد. در اینجا برای نامگذاری من این دو را ‘ اصولگرایی محافظه کارانه’ و ‘ اصولگرایی تندروانه’ می نامم و به برخی از ویژگی های متمایز کننده آنها اشاره می کنم.
یکم اینکه محافظه کاران وضع موجود به ویژه در زمینه توزیع قدرت سیاسی را کم و بیش می پذیرند و حداقل تغییر را در آن خواستارند. اما تندروها به دنبال تغییراساسی در وضع موجود هستند که در آن اصلاح طلبان حذف شده و اصولگرایان محافظه کار هم در حاشیه قرار گیرند.
دوم. اصولگرایان محافظه کار از استقرار نوعی از اندک سالاری و مردم سالاری شکلی در ایران دفاع می کنند. در این نظام سیاسی اگر چه در نهایت ترکیبی از روحانیون سنتی و معتمدان آنها ساختار قدرت را در اختیار دارند اما نهادهای مردم سالاری مانند انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس و شوراها نیز به کار خود ادامه می دهند و رقابت در محدوده نیروهای قابل قبول جریان خواهد داشت.
در حالیکه گرایش اصولگرایان تندرو به سوی یک نظام سیاسی تمامیت خواه است که در آن نهادهای مردم سالاری جای خود را به نهادهای دارای توان گردآوری مردم و ایجاد جنبش های توده وار می دهد. در کوتاه مدت این تمایل آنها خود به خود به نوعی نظامی گری و تقدیس سازماندهی و ارزش های نظامی در عرصه سیاست می انجامد.
سوم. همه اصولگرایان به حضور دین در حکومت باور دارند و از حکومت دینی دفاع می کنند. محافظه کاران بهترین تفسیر از دین را سرمشق سنتی رایج در حوزه های علمیه می دانند. در پذیرش تغییر نگاه به آموزه های دینی سخت گیر بوده و حفظ اصالت برداشت را بسیار مهم تلقی می کنند.
تندروها تفسیر آموزه های دینی را تحت تاثیر گرایش ایدئولوژیک انجام می دهند. بسیاری از مواضعی که برای محافظه کاران خروج از سرمشق سنتی تلقی می شود برای تندروها قابل پذیرش است. تندروها بیشتر دین و آموزه های آنرا تحت تاثیر الزامات حکومت کردن درک و تفسیر می کنند. می توان آنها را مروج’ دین حکومتی’ دانست. در حالی که محافظه کاران بیشتر به دنبال ‘ دین سنتی’ هستند و اغلب در عناصر هویت بخش مذهبی سخت می گیرند. اغلب اصولگرایان از اجرای قاطع احکام شریعت در جامعه دفاع می کنند و بهره گیری از قوه قهریه حکومت در این زمینه را مجاز می دانند.
چهارم. اصولگرایان برخی از نتایج انقلاب اسلامی را مقدس( فوق چون و چرا) قلمداد می کنند و با هر گونه نگاه انتقادی به آن مخالفند. البته می توان از نظر میزان سخت گیری با مخالفان، بین آنها تمایز گذاشت.
پنجم. در تلقی سنتی از آموزه های عملی- دینی، نابرابری هایی به رسمیت شناخته شده که در حکومت دینی سنتی می تواند مبنای قانون گذاری قرار گیرد. نابرابری زن و مرد، نابرابری میان پیروان ادیان و مذاهب مختلف، نابرابری بر مبنای میزان دانش دینی و …از آن جمله اند. اصولگرایان در مجموع از تلقی سنتی از آموزه های دینی در این زمینه و قوانین و مقررات برآمده از آنها حمایت می کنند. از این رو برخی گرایش های موجود در میان آنها را که شعارهای برابری طلبانه می دهند از نظر دسته بندی’ راست گرا’ تلقی می شوند.
ششم. اصولگرایان محافظه کار اغلب از تنش زدایی در سیاست خارجی دفاع می کنند و قرار گرفتن در شرایط جنگی یا درگیری مداوم را نمی پسندند. اما اصولگرایان تندرو از سیاست خارجی تهاجمی دفاع می کنند. بخش کوچکی از جریان تندرو حتی از درگیری نظامی به عنوان ابزاری برای تحقق بخشیدن به ارزش ها چه در سطح داخلی و چه منطقه ای دفاع می کنند. از نظر آنها ترک’ نبرد’ به معنای’ تسلیم’ است.
هفتم. از نظر’روش’ اصولگرایان تندرو کاملا به روش انقلابی برای ایجاد تغییرات مورد نظرشان پایبند هستند. از این رو می توان ویژگی های روش مورد نظر آنها را به این صورت خلاصه کرد: مجاز بودن به بهره گیری از خشونت به عنوان ابزار تغییر، تمایل به ایجاد حرکت های توده وار ، نفی نهادهای مدنی، استقبال از تحولات ناگهانی و غافلگیر کننده و تاکیدی بر اهمیت عرصه سیاست در شکل دهی به جامعه و شروع همه اقدامات از این عرصه.
اما اصولگرایان محافظه کار در نوسان روشی قرار دارند و گاه از روش انقلابی و گاه از نفی این روش دفاع می کنند.
هشتم. اصولگرایان در زمینه بهره گیری از دستاوردهای تمدن مدرن دیدگاه یکسانی ندارند. اغلب آنها بهره گیری از میوه ها و ثمرات مدرنیته را در برخی زمینه ها( فن آوری و به ویژه فن آوری نظامی، ماشین آلات و ساخت ساز) می پذیرند اما برخی دیگر( مانند نهادهای مدرنی چون انتخابات) را با تبصره ها و اما و اگر قبول می کنند. در مورد برخی دیگر( مانند علوم تجربی و به ویژه علوم انسانی و حقوق بشر مدرن) با شک و تردید بسیار برخورد می کنند. گرایش اغلب آنها به سوی ‘ ساختن از نو’ علوم با ارزش های سنتی است.

ایرنا: و شاخصه های جریان اعتدال را چه می دانید؟

علوی تبار: به نظر من جریان اعتدال را نمی توان یک جریان فکری- سیاسی تلقی کرد. اعتدال گرایی بیشتر یک ‘ شیوه عملی’ و حداکثر یک’ الگوی رفتاری’ است. با توجه به مصادیق این جریان می توان مشخصات این شیوه عملی را به این شکل برشمرد: ۱٫ عملگرایی و گشتن به دنبال راه خروج عملی از مشکلات به جای تاکید بر آرمان ها و اصول از پیش مشخص شده. ۲٫ پذیرش همکاری و هماهنگی با جریانهای مختلف سیاسی. اعتدال گرایان اهل گفت و گو، توافق و کنار آمدن با جریانهای متضاد هستند. ۳٫ رواداری و تحمل آرای مختلف و متعارض و تلاش برای رسیدن به همسویی عملی به جای وحدت فکری و نظری۴٫ انعطاف پذیری و پیشرو بودن یا محافظه کار بودن با توجه به شرایط و امکانات موجود.
مروجان اعتدال گرایی هیچ کدام در موقعیت ایجاد گفتمان فکری و سیاسی نیستند. اغلب آنها از نظر فکری در محدوده همپوشانی دو طیف اصلاح طلب و اصولگرای محافظه کار قرار می گیرند و نمی توان از مواضع آنها، دیدگاه و موضع سیاسی مشخصی را استخراج کرد. شاید به یک معنا بتوان در میان همه طیف های فکری- سیاسی بتوان بخش هایی را به عنوان اعتدال گرا ( البته در عمل) معرفی کرد. فراموش نکنید هیچ کس خود را غیرمعتدل نمی داند.
پژوهشم**۳۰۸۱- خبرنگار: ناصر غضنفری
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearchهمراه شوید.



انتهای پیام /*










درباره admin

مشاهده بیشتر

شهید رحیمی ایثارگری از قشر آموزش و پرورش گلستان

این شهید که در مدت حضورش در جنگ تحمیلی فرماندهی گروهان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *