خانه / دسته‌بندی نشده / استراتژی دولت آمریکا سرفصل جدیدی در روابط واشنگتن-کابل است

استراتژی دولت آمریکا سرفصل جدیدی در روابط واشنگتن-کابل است



به گزارش ایرنا دولت آمریکا طی روزهای اخیر استراتژی جدید خود در افغانستان را اعلام کرد. این اتفاق در حالی رخ می دهد که طی ماه های اخیر حملات نظامی در افغانستان به میزان قابل توجهی افزایش یافته و مناطق زیادی از این کشور در اختیار طالبان قرار گرفته است. پیرمحمد ملازهی کارشناس مسائل سیاسی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی ایرنا معتقد است مهمترین نکته این استراتژی هشدار جدی به پاکستان است تا طالبان را پای میز مذاکره بکشاند.علاوه بر این ممکن است نیروهای نظامی آمریکایی در افغانستان افزایش یابد و دوره ماموریت پایگاههای آمریکایی در افغانستان دائمی شود.

ایرنا:دولت آمریکا استراتژی این کشور در افغانستان را اعلام کرده است این استراتژی محصول چه شرایطی بود و قرار است با این استراتژی شاهد چه اتفاقاتی در افغانستان باشیم؟
ملازهی:واقعیت این است از وقتی ترامپ به کاخ سفید راه یافت،بحث این بودکه سیاستهای اوباما را تغییر دهد.ترامپ مدعی بود سیاست های اوباما باعث تضعیف آمریکا شده است ودخالت در کشورهای مختلف باید تغییر کند.
زمان مبارزات انتخاباتی هم اعلام می کرد که آمریکا باید از کشورهای مختلف بیرون برود و اصل برای ما آمریکاست.اما بعد از روی کار آمدن یکی یکی از مطالبی که گفته بود عقب نشینی کرد که قابل پیش بینی هم بود.
منتهی درباره افغانستان مسائل پیچیده تر است؛مجموعه حاکمیت در آمریکا چه دموکرات، چه جمهوری خواه و ژنرال های ارتش و نخبگان سیاسی آمریکا به این نتیجه رسیده بودند که حضور در افغانستان برای آمریکا حیاتی است به همین دلیل کم کم ترامپ هم سیاست خود را تغییر داد. البته در این زمینه اختلاف نظر بروز کرد که آیا نیروی بیشتری به افغانستان اعزام کنند یا نه. چون زمان اوباما تعدادشان کاهش یافته بود. فرماندهان میدانی مثل ژنرال نیکلسون، فرمانده نظامی ناتو، اعتقاد دارند که برای مقابله با طالبان باید نیروها افزایش یابد.سیاست اوباما در افغانستان این بود که نیروهای آمریکا و ناتو حق عملیات نداشتند و فقط می توانستند درآموزش و کارهای مستشاری به نیروهای دولتی افغانستان کمک کنند. بخشی از ژنرال ها معتقد بودند باید نیروهای خود را در افغانستان افزایش دهند و سیاست اوباما تغییر کند و به طور مستقیم از ارتش و نیروهای امنیتی افغان حمایت شود. در دولت جدید هم شاهد اختلاف نظرهایی در این زمینه وجود داشته است.
اتفاق دیگر فعال شدن داعش است؛بعد از شکست ها در عراق و سوریه گفته می شود نیروهای ازبک، تاجیک ،اویغور، چچن ،پاکستانی وافغانستانی عضو داعش به افغانستان می روند و علاوه بر طالبان یک نیروی با انگیزه قوی وارد این کشور می شود. در این شرایط حاکمیت آمریکا به استراتژی جدید رسید که ترامپ در روزهای اخیر آن را اعلام کرد.

ایرنا:استراتژی آمریکا واجد چه نکات خاصی است؟
ملازهی:این استراتژی دو نکته مهم دارد؛ نخستین نکته اخطار جدی به پاکستان است.در سال 2001 و زمان حمله به افغانستان بوش رئیس جمهور وقت آمریکا به پرویز مشرف پیام داد که یا با ما همکاری می کنید یا مورد حمله قرار می گیرید و این هشدار بحرانی در پاکستان ایجاد کرد که در نهایت پاکستانی ها تصمیم گرفتند با آمریکا همکاری کنند و دست از طالبان شستند. در آن مقطع شاهد بودیم که به آمریکا پایگاه دادند و راه کراچی برای حمل و نقل سلاح و امکانات ایجاد کردند. البته بعدا پاکستانی ها سیاست دوگانه ای در پیش گرفتند یعنی هم امتیاز از آمریکا گرفتند و هم پشت پرده به القاعده اجازه دادند وارد مناطق قبایلی شود و در آنجا خود را حفظ کند.
در شرایط فعلی هم به نظر می رسد تحلیلی که مجموعه حاکمیت آمریکا و کابل دارند این است که تا زمانی پاکستان از طالبان حمایت مالی و تسلیحاتی کند ،به هیچ عنوان نمی شود جنگ را در افغانستان تمام کرد.
اخطار ترامپ پاکستان را در موقعیت دشواری قرار داده است و پاکستانی ها باید تصمیم قطعی بگیرند که چه کار کنند. بخصوص که ترامپ از هند خواسته است با توجه به امکانات تجاری و امتیازاتی که آمریکا به هند می دهد، در افغانستان سرمایه گذاری بیشتری بکنند.پیام ترامپ به پاکستان این بوده که یا باید طالبان را به میز مذاکره بکشید یا اینکه هند در افغانستان موقعیت مسلط خواهد یافت و ما هم از آن حمایت خواهیم کرد.اگر هند در افغانستان صاحب نفوذ بیشتری شود آن موقع پاکستان از دو طرف به محاصره هند در می آید و برای پاکستان محاصره شدن از دو طرف توسط هندی ها بسیار خطرناک است.

ایرنا: چه تصمیمی از سوی پاکستانی ها در این خصوص محتمل است؟
ملازهی:به نظر می رسد پاکستان همان سیاست قبلی را تکرار کند یعنی در ظاهر با آمریکایی ها همراهی کنند و بخشی از طالبان را به میز مذاکره بیاورند و در عین حال سعی کنند جناح هایی از طالبان هم خارج از این معادله قرار بگیرد وهمچنان به سیاست قبلی خود ادامه دهند و یا ممکن است ارتش به سمت حمایت از داعش برود تا در مذاکرات امتیازات بیشتری بگیرند.این احتمال راه حلی است که پاکستانی ها می توانند مورد توجه قرار دهند و از مخمصه رها شوند پاکستانیها تا اهداف استراتژیک خود را کسب نکنند دست نخواهند کشید با این حال در مقطع فعلی در موقعیت دشواری قرار گرفته اند و باید تصمیم جدی بگیرند.

ایرنا:ظاهرا در استراتژی آمریکا اشاره ای به ایران نشده است؟
ملازهی:به نظر می رسد آمریکا در این استراتژی به طور تلویحی به ایران و روسیه هم پیام می دهد. در واقع با هشدار به پاکستان به در می گوید که دیوار بشنود.نکته مهم هم برای ایران و هم روس ها این است که مشخص نشده آیا امریکا سرانجام از افغانستان بیرون می رود یا نه و این را در ابهام گذاشته است.
آمریکایی ها قرارداد امنیتی با افغانستان امضا کرده اند که بر اساس آن تا سال 2024 در افغانستان پایگاه دارند.در این قرارداد ماده ای هست که بر اساس آن اگر دولت افغانستان خواستار تعطیلی پایگاه های آمریکا نشد ،آن پایگاهها خود به خود برای همیشه تمدید می شود.این نکته خیلی حساس است و دولت افغانستان هم در شرایطی نیست که خواستار اتمام ماموریت این پایگاهها در افغانستان شود.
ترامپ از سیاستهای اوباما در عراق انتقاداتی دارد و با توجه به تجربه عراق به نظر می رسد ارتش آمریکا از افغانستان بیرون نخواهد رفت همچنان که در آلمان و ژاپن و خیلی مناطق دیگر از زمان جنگ جهانی دوم حضور دارند،در افغانستان هم حضور خواهند داشت.
بنابراین آنچه برای ایران و روسیه مهم است این است که تکلیف حضور نظامی آمریکا در افغانستان روشن نشده است.علاوه بر این مشخص نیست چه تعداد نیرو به افغانستان اعزام خواهد شد؛قبلا ژنرال نیکلسون بین سه تا پنج هزار نیرو درخواست کرده بود ولی ترامپ گفته است با توجه به شرایط افعانستان ما تعداد نیروها را مورد توجه قرار می دهیم یعنی اگر لازم باشد بیش از این تعداد هم می توانند نیرو اعزام کنند.
به نظر می رسد سیاست ترامپ در افغانستان سرفصل جدیدی در مناسبات افغانستان و آمریکایی هاست. این استراتژی دولت افغانستان را خیلی امیدوار کرده به اینکه امریکایی ها فشار روی پاکستان بیاورند و در نهایت پاکستان مجبور شود در مسئله طالبان کوتاه بیایند بنابراین دولت افغانستان از این سیاست ترامپ حمایت خواهد کرد.

ایرنا:آیا حضور آمریکا در افغانستان صرفا به خاطر تامین ثبات و امنیت افغانستان است یا آن را می توان در قالب رقابت های کلان آمریکا با چین و روسیه هم تحلیل کرد؟
ملازهی: آمریکایی ها صرفا برای تامین امنیت در افغانستان حضور ندارند. آنها آمده اند در حوزه امنیتی روسیه یا سینک یانک چین که به اندازه خاک ایران است حضور داشته باشند.بنابراین یکی از اهداف اصلی آمریکایی ها محاصره چین است.
ارزیابی آنها این است که چین با توجه به رشد اقتصادی و توسعه ای که دارد وهزینه بالایی برای نوسازی ارتش در نظر گرفته، دیر یا زود قدرت هژمون آمریکا در جهان را به چالش خواهد کشید.این برداشت وجود دارد که در سالهای آینده چین از تمامی شاخص های قدرت از آمریکا جلو می افتد. از سوی دیگر آمریکایی ها معتقدند قرن 21 همچنان باید آمریکا قدرت هژمون باشد بنابراین در مقابل چین ساکت نخواهند بود.آنها می خواهند در افغانستان محاصره چین را کامل کنند.آمریکایی ها با کشورهای ژاپن، کره جنوبی، زلاند نو، استرالیا و سنگاپور قرارداد امنیتی دارند و چین را از طریق دریا محاصره کرده اند. با حضور در افغانستان محاصره چین عملا تکمیل خواهد شد. همان ایالت سینک یانک چین حوزه بسیار مهمی است؛اویغورهایی که از خاورمیانه برمی گردند اگر پایشان به مرزهای چین برسد می توانند این کشور را ناامن کنند. در این زمینه اتفاقا روس ها بیشتر از چینی ها حساسیت دارند. به هر حال داعش از این ظرفیت برخودار است که با آمریکا هماهنگ باشد و آمریکا از این اهرم به عنوان ابزار استراتژیک در آسیای مرکزی و قفقاز استفاده کند.بخصوص چچن ها، ازبک ها و تاجیک ها ظرفیتهای کیفی بالایی دارند و که از فرماندهان اصلی داعش بودند. ایران هم این نگرانی را دارد و از این رو حضور نظامی آمریکا در افغانستان را در بلند مدت به ضرر امنیت ملی خود می داند.

ایرنا:چرا دولت افغانستان به ویژه در دوره اخیر نتوانست به انسجام لازم دست پیدا کند و برای تامین امنیت کماکان نیازمند کمک های آمریکاست؟
ملازهی:دولت وحدت ملی براساس فرمولی که جان کری وزیر خارجه وقت آمریکا طراحی کرد بعد از نتایج انتخابات به بن بست کشیده شد. دولت وحدت ملی تحت فشار آمریکایی ها تشکیل شد و از همان زمان هم مشخص بود که تیم شمالی ها به نمایندگی عبدالله عبدالله با پشتون ها به نمایندگی اشرف غنی باهم نمی توانند هماهنگ شوند.براساس فرمولی که پیاده شد قرار شد ظرف دو سال لویی جرگه تشکیل شود و لویی جرگه قانون اساسی افغانستان را بنویسد ودر نهایت نظام حکومتی از ریاستی به پارلمانی تغییر کند.
علاوه بر این قرار بود نهاد اجرایی به نخست وزیری تبدیل شود و قدرت از ریاست جمهوری به نخست وزیری منتقل شود و بعد هم شکل اداری کشور هم از حالت متمرکز به سمت یک نوع فدرال حرکت کند. این فرمول را عبدالله عبدالله پذیرفت و روی کار آمد.منتهی درعمل دو سال گذشته هیچ کدام از این وعده ها عملی نشده است.هنوز بحث لویی جرگه روشن نیست و هنوز شورای اجرایی محمل قانونی ندارد و معلوم نیست جایگاه آن کجاست. به همین دلیل تعداد زیادی از افرادی که با دولت بودند از جمله معاون رییس جمهور، و آقای محقق معاون عبدالله عبدالله کنار کشیدند و با مشارکت ژنرال دوستم، محقق،عطا محمد نور والی بلخ و ربانی در ترکیه ائتلاف جدید تحت عنوان ائتلاف برای نجات افغانستان را تشکیل دادند .
در چنین شرایطی انعکاس این شرایط در جبهه های جنگ هم خود را نشان می دهد و طالبان هم از این اختلافات به نفع خود بهره برداری می کند چنانکه شاهد هستیم طالبان طی ماههای اخیر حملات گسترده و موفقیت آمیزی داشته و حتی گفته می شود نزدیک 40 درصد افغانستان و حدود 60 درصد جمعیت افغانستان زیر سیطره طالبان است.
سیام**2021**خبرنگار:داود مرادپور
انتشار: کتایون لامع زاده



انتهای پیام /*










درباره gohari

پاسخ دهید