خانه / آموزشی / فاصله ای از آن پنجشنبه تا این پنجشنبه

فاصله ای از آن پنجشنبه تا این پنجشنبه



به نیت پنج تن آل عبا، هم این پنجشنبه افتخار و فرصت بود، هم آن پنجشنبه و این پنجشنبه های انقلاب، همیشه تکرار شده اند، همیشه با مردم، همیشه یه یادماندنی.
یادم بود به عنوان یک ایرانی، نامه ای به آقای ترامپ بنویسم، بگویم سلام یانکی، همه حالمان خوب است، مثل قبل، و شاید بهتر از قبل. و از دوری تو هیچ ملالمان نیست که هرچه شرّ شیطان دورتر باشد، آرامش انسان و اسلام بیشتر است.
می خواستم بنویسم که بچه مزدورهایت این روزها حسابی کمرشان به زمین رسید، و ذوق و شوق بچه گانه ات با آن قیافه ابلهانه را پشت دروازه ی همه ی شهرهای ایران منتظر نگه داشتند تا مردم بیایند و دوباره سیلی بارانت کنند.هرچند نه تو و نه هیچکدام از اذنابت ادب نمی شوید و ادب نخواهند شد.
یادم رفت نامه را بنویسم، شاید به این دلیل که هم خود ترامپ و هم اراجیفش آنقدر بی محتوا هستند که هیچ جای ذهنم را نمی گیرند، اما از حالمان گفتم. واقعاً حالمان خوب است، چون بعد از یک هفته آشوب و اغتشاش، کم کم آرامش دوباره به شهرها برگشته است، حالمان خوب است چون پوزه ی دشمن به خاک مالیده شد. حالمان خوب است چون دوباره مردم حماسه ای آفریدند که چشم های دشمن را کور کرد. حالمان خوب است چون نقاط ضعفمان را فهمیدیم، حالمان خوب است چون این روزها خیلی از مسئولان فهمیدند که حالِ بخشی از جامعه به دلیل عملکردهای نامناسب، سیاست های کودکانه و بی تدبیری های مضحک اقتصادیشان خوب نیست. حالمان خوب است چون تلنگری به بعضی از مدیران خورد و زیرپایشان لرزید، چون مردم گفتند که کاسه صبرشان به سرآمده اما صفشان از صف آشوب طلبان جداست، حالمان خوب است چون حال دشمن را گرفتیم، حالمان خوب است چون حال دشمن، خوب نیست!
پنجشنبه چهاردهم دی، وقتی سیل جمعیت مردم به میدان ابوذر رسید، وسط جمعیت یکی از دوستانم را دیدم که هفته قبل همان پنجشنبه هفتم دی، جزو تجمع کنندگان اعتراض «نه به گرانی» بود. می دانستم که کارخانه ای تعطیل شده و او یکسال است کارگری می کند، با مدرک لیسانس و زن و دو فرزند. پرسیدم تکلیفت را مشخص کن برادر، این طرف خاکریزی یا آن طرفش؟ گفت داخل نظام خاکریز معنا ندارد، آن پنجشنبه آمدم برای اعلام اعتراضم به گرانی ها که جانم را به لبم رسانده، این پنجشنبه آمدم که بگویم عاشق نظامم و دوست ندارم این انقلاب را از دست بدهم. بعد هم دستاهایش را بالا آورد و بلند فریاد زد: «مرگ بر آشوبگر».
همشهری عزیز من همه داستان را با همین چند جمله کوتاه گفت. من دیگری حرفی برای گفتن نداشتم و ندارم، اما راستی که واقعیت هم همین بود. دشمن سوار بر موج نارضایتی ها، بی تدبیری های محض و کاملاً مشهود برخی از مسئولان و تصمیم هایی نابخردانه در حوزه ی اقتصاد که فقط طبقه ی مستضعف جامعه را نشانه می رود، آستانه تحریک مردم را به شدت پایین آورده و فاصله ی خودش با آنان را کم کرده است. رسانه های معاند مدام سیاه نمایی می کنند و نتیجه اش همانی می شود که در روزهای گذشته شاهدش بودیم.
باورمان این است که از میانه ی راه، ضد انقلاب متوجه شد که در برخی از مراکز استانها مثل بیرجند نمی تواند نقشه هایش را پیاده کند اما بیرجند همچنان آبستن حوادث بود و لذا هجمه هایش را ادامه می داد و اگر حضور مدبرانه و مردمی و پرصلابت نیروی انتظامی، دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی استان و همراهی مردم محور دستگاه قضایی نبود، این روزها و شب ها شاید این شهر هم ماجرایی دیگر داشت! دست مریزاد و خداقوتشان.
اجازه می خواهم که برای چندمین بار باز هم ریا کنم و خطاب به مسئولان و در محضر مردم شریف استان از آنان بخواهم برخی از سرمقاله ها و یادداشت ها و گزارش ها و پیام های مردمی روزنامه ی «آوای خراسان جنوبی» را در این چند ماهه مجدداً از آرشیوها بیرون بکشند و مطالعه فرمایند و منصفانه قضاوت کنند که در چه مقاطع حساسی، به صراحت یا تلویح، از سر ریز شدن تاب مردم و کاسه صبر شهروندان و احتمال وقوع چنین شرایطی صبحت کردیم!
حتماً یادتان هست که در هفته ی قبل در همین ستون یادآوری کردم که تصمیم های بد اقتصادی، همیشه طبقه ی محروم را پایمال کرده و باز همینجا گفتم که خدا به هیچ انقلابی چک سفید امضای تعهدآور برای دور ماندن از خطر شورش و اغتشاش و استحاله و نابودی نداده است.
من شرایط واقعاً نامناسب اقتصادی کشور، فشار مضاعف بر مردم، گرانی های وحشتناک و وضعیت فاجعه بار نابسامانی ها و غفلت از شبکه های اجتماعی را در کنار برنامه ریزی لحظه ای دشمن، عامل اصلی ناآرامی هایی می دانم که می توانست در این روزها و شبها برای نظام و انقلاب، مشکل ساز و خطرآفرین شود. در بیرجند و در راهپیمایی حمایت از نظام، مردم و دلسوزان باز هم بر توجه مسئولان به مشکلات اقتصادی کشور تأکید داشتند. شعارها، دست نوشته ها، سخنرانی ها و اظهارنظرها همین بود و نه جز این. کمی دیر، اما اکنون وقت آن رسیده که در کنار محاکمه ی هر آشوبگر فتنه جو، یک متخلف اقتصادی که زمینه ساز اصلی این آشوب ها بوده هم محاکمه شود. وقت آن رسیده که مسئولان به مردم نزدیک تر شوند و از مرکب تکبر و فخر فرود آیند و با مردم، هم سطح و هم تراز شوند. وقت آن رسیده که دُم بعضی از این آقازاده های نانجیب از کشور کوتاه شود. وقت آن رسیده که مسئولان، مشکلات مردم، حقوق های معوقه، گرانی های سرسام آور، مدیران بی لیاقت و بی عرضه و بی تفاوتی ها در تصمیم هایی که طبقه متوسط به پایین جامعه را له می کند و بغض های فروخفته در سینه و گلوی مردم را باور کنند. وقت آن رسیده که مسئولان، مردم را، مشکلاتشان را، دردهایشان را، رنج هایشان را، و دست های خالی و دلهای پرشان را ببینند. وقت آن رسیده که مسئولان، رسانه ها را بیشتر بخوانند و بیشتر ببینند. وقت آن رسیده که صدا و سیمای ما در نوع نگاهش و در ممیزی صدای مردم، تغییر رویه بدهد.
وقت آن رسیده که رسانه ها بدون خوش آمد و بدآمد مدیران و مسئولان کشور از واقعیت ها و دردهایی که در این سال ها به بهانه ی مصلحت های ابلهانه گفته نشده است، بنویسند. وقت آن رسیده که مسئولان، قدرشناس حضور این مردم و عشقشان به پای نظام و رهبری در لحظه های حساس و سرنوشت سازش باشند. رهبری که دغدغه ی اصلی اش در این سال ها، اقتصاد و معیشت مردم، شیوه ی زندگی اش پاکدستی و شفافیت و بریدن از لذت های دنیا، و مرام زیستنش زندگی در سطح مردم و شاید پایین تر از بسیاری از مردم بوده است.
7559*3028
دریافت: امیرشاهین نایبی فر * انتشار: رسول محمدحسنی



انتهای پیام /*










درباره gohari

پاسخ دهید